تماماً براى او حرام بود اينك حلال شده است ؛ چرا كه حاجىِ سالك ، صفات شيطانى خود را تقصير كرده است و مگر نه اين كه ؛
« لَو لا انَّ الشَّياطينَ يَحُومُونَ عَلى قُلُوبِ بَنى آدَم لَنَظرُوا الى مَلَكُوتِ السَّمواتِ وَ الْارْض »
« 1 »
« اگر نبود آن كه شياطين بر دلهاى فرزندان آدم هجوم مىبرند ، هر آينه ديدهى آنان به ملكوت آسمانها و زمين ، روشن مىگشت . »
*
حركت به سوى عرفات
؛ پس از توجّه به نفس و تمايلات ؛ اين بار توجّه به خداوند ، توجّه به سرزمينى كه جاذبهى ملكوتى سراسر آن را فرا گرفته است ، شتافتن به سوى جذب ، جذب كهربائى يار ، از دلهاى بيقرار . جذب « وجودِ واقعى » « وجود نما » را ، جذب عاشق معشوق را ، و به عبارت رساتر جذب خدا بنده را ، و حبّذا بر اين جذبه شيرين « هَنيئاً لِارْبابِ النّعيمِ نَعيمُهُمْ » .
هامش
( 1 ) 1 . بحار الانوار ، ج 7 ، ص 59 ، ح 39