كنندهاى باشد تا در حالى كه غرايز خود را ارضا و برآورده مىكند ، آنها را از تجاوز و سركشى نيز باز دارد .
نكتهاى كه قابل دقّت و تفحّص است اين است كه اين نيروى كنترل كننده چيست ؟
به نظر ما براى كنترل غرايز انسان ، عوامل هشت گانهاى را مىتوان برشمرد . اين عوامل عبارتند از : « عقل » ، « علم » ، « وجدان اخلاقى » ، « تربيت » ، « قانون » ، « نظارت ملّى » - امر به معروف و نهى از منكر - ، « ايمان عقلى » ، « ايمان قلبى » كه توضيح تفصيلى اين عوامل را در كتابى جداگانه آوردهام ، « 1 » و در همان كتاب يادآور شدهام كه تمام اين موارد براى كنترل غرايز خوب و مناسب است و در قرآن كريم و روايات معصومين عليهم السلام براى محدود كردن غرايز به اين عوامل توصيه شده است . امّا اين عوامل به غير از عامل هشتم ، فقط سدّ محكمى در برابر تجاوز غرايز هستند از طوفانى شدن غرايز جلوگيرى مىكنند ولى اگر غرايز آدمى طوفانى شد ، قدرت مقاومت اين عوامل كاهش خواهد يافت ، مثلًا تا زمانى كه غريزهء جنسى در حالت عادى است عقل ، علم ، وجدان ، تربيت ، قانون ، نظارت ملّى و ايمان عقلى براى تعديل آن كارساز است ولى اگر اين غريزه به دلايل مختلف ، تحريك گرديد و به درجهء هيجان و حالت طوفانى رسيد ، هيچ يك از اين عوامل ، به غير از ايمان قلبى ، قدرت كنترل آن را ندارد .
از اينرو قرآن كريم نيز در قصهء حضرت يوسف عليه السلام ، با اشاره به همين عامل اساسى مىفرمايد :
« وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَولا انْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ » .
« 2 » « آن زن قصد او كرد ، و او نيز اگر برهان پروردگار خويش را نمىديد قصد وى مىنمود » .
و در حقيقت ، اين عامل ايمان قلبى است كه موجب مىشود تا انسانِ پاكدامنى چون حضرت يوسف عليه السلام مشكلاتى مانند زندان و شكنجه و از دست دادن موقعيتهاى ظاهرى اجتماعى و دنيايى را بر خويش هموار كند امّا به گناه و نافرمانى خداوند متعال آلوده نشود :
هامش
( 1 ) - عوامل كنترل غرايز ، ص 80 و 81 .
( 2 ) - يوسف / 24 .