تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل (پانزدهم 1389ش) (فارسى) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧

قطع رَحِم

مسأله 174 - قطع رحم « يعنى بريدن از خويشان » يكى از گناهان كبيره در اسلام است و قرآن شريف كراراً قاطع رحم را لعن فرموده است :
« اولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّار » .
« 1 » « براى آنان لعنت و بدى سراى آخرت مىباشد » . مسأله 175 - معناى صلهء رحم اين است كه بايد كارى نكند كه وابستگان و خويشان را ناراحت كند و تا مىتواند به آنها خدمت كند ولى رفت و آمد با آنها مخصوصاً اگر موجب مزاحمت براى خود و آنها باشد لازم نيست . مسأله 176 - رحم يك معناى عرفى است كه عبارت است از خويشان نزديك نظير پدر و مادر ، جد و جده ، اولاد و نوه ، برادر و برادرزاده ، خواهر و خواهرزاده ، عمه و عمه‌زاده ، عمو و عموزاده ، خاله و خاله‌زاده ، دايى و دايىزاده ، و امّا خويشان سببى نظير زن و شوهر و داماد و پدر زن و مادر زن و پدر و مادر شوهر گرچه رحم واقعى نيستند و احكام رحم را ندارند ، ولى چون عرفاً آنان نيز رحم محسوب مىشوند ، احكام قطع رحم را شامل آنها نمودند بسيار به‌جاست و از اين جهت به آنان خويشان سببى مىگويند چنان كه نظير خواهر و برادر را خويشان نسبى مىگويند . مسأله 177 - اقسامى كه براى عاق پدر و مادر گفته شد تماماً در قطع رحم نيز مىآيد بنابراين انفاق بر آنها اگر فقير باشند لازم است اگرچه آنان واجب النفقه نيستند ولى ترك انفاق در صورت قدرت و فقر آنان قطع رحم محسوب مىشود چنان كه تضييع حقّ آنها و بردن آبروى آنان و تندى و پرخاشگرى با آنها قطع رحم است علاوه بر اينكه گناه حقّ الناس و اهانت به ديگران را نيز دارد . مسأله 178 - اگر خويشان اهل معصيت باشند در صورتى كه صلهء رحم كمك در معصيت آنها نشود بايد قطع رحم نكند و در صورت امكان بايد آنها را امر به معروف و نهى از منكر نمايد .
هامش
( 1 ) - رعد / 25 .