مىشود ، و اگر مرد كافر شود زن بايد عدّهء وفات بگيرد ، و بعد مىتواند با ديگرى ازدواج كند ، و اگر زن يائسه باشد يا هنوز نزديكى با او نشده باشد ، عدّه هم ندارد .
مسأله 1980 - اگر مرد يا زن مسلمانى كافر شود و دوباره مسلمان شود مىتواند با همان همسر اوّلى به عقد جديد ازدواج كند گرچه آن زن هنوز در عدّه باشد ، چنان كه مىتوانند همسر جديد انتخاب كنند .
مسأله 1981 - فرزندى كه از راه نامشروع منعقد شده باشد ( ولدالزنا ) جايز نيست او را سقط كنند و فرزند آن زن و مرد حساب مىشود ولى از آنها ارث نمىبرد و مسلمان است و مىتواند زن مسلمان بگيرد و اگر زن بگيرد و بچهاى پيدا كند ، آن بچّه حلالزاده است .
مسأله 1982 - اگر كسى با زنى به خيال اينكه زن اوست نزديكى كند و يا با زنى به خيال اينكه در عدّهء كسى نيست ازدواج كند يا در روز ماه رمضان يا در حال حيض با زن خود نزديكى كند بچهاى كه از آنها به دنيا مىآيد حلالزاده است و همچنين اگر كسى با زنى زنا كند چنانچه بعد او را عقد كند و بچهاى از آنان پيدا شود در صورتى كه ندانند از نطفهء حلال است يا حرام ، آن بچّه حلالزاده است .
مسأله 1983 - اگر زن بگويد يائسهام ، يا شوهر ندارم يا در عدّه نيستم ، يا حيض نيستم ، يا خواهر رضاعى تو نيستم و مانند اينها ، اگر لاابالى در دين نباشد ، مىتوان حرف او را قبول كرد .
مسأله 1984 - اگر شخص غيرثقهاى بگويد زن شوهر دارد ولى خود زن بگويد شوهر ندارم حرف زن مقدّم است .
مسأله 1985 - لازم است مخصوصاً بر پدر و مادر كه براى پسران و دختران خود كه احتياج به همسر دارند ، همسر انتخاب كنند و در روايات ما ثواب فراوانى بر اين كار مترتّب شده است .
مسأله 1986 - زنى كه يقين دارد شوهرش در سفر مرده ، اگر بعد از عدّهء وفات شوهر كند و شوهر اوّل از سفر برگردد ، بايد از شوهر دوّم جدا شود و به شوهر اوّل حلال است ، ولى اگر شوهر دوّم با او نزديكى كرده باشد ، زن بايد عدّه نگهدارد و شوهر دوّم بايد مهر او را مطابق زنهايى كه مثل او هستند بدهد ولى خرج عدّه ندارد .
مسأله 1987 - اگر شوهر مفقود الاثر شد ، زن او مىتواند به حاكم شرع مراجعه كند و اگر حاكم شرع او را طلاق داد و بعد از عدّه شوهر اوّل او آمد حقّى بر زن ندارد ، و اگر آن زن ازدواج كرده باشد
رساله توضيح المسائل (پانزدهم 1389ش) (فارسى) — صفحة 311
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٣١١