تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل (پانزدهم 1389ش) (فارسى) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
مسأله 1969 - اگر زن در ضمن عقد با شوهر شرطى كند نظير اينكه با او نزديكى نكند ، يا او را از شهر خودش بيرون نبرد ، يا زن ديگرى نگيرد يا بعد از مرگ او مقدار معيّنى از سرمايه مرد مال زن باشد و مانند اينها و مرد قبول كند ، بايد به آن شرط عمل كند . مسأله 1970 - زن و مرد در ازدواج موقّت هيچ حقّى جز لذّت جنسى به يكديگر پيدا نمىكنند ، بنابراين زن بدون اجازهء شوهر مىتواند از خانه بيرون برود ، و از شوهر ارث نمىبرد و شوهر هم از او ارث نمىبرد و نفقه هم ندارد گرچه آبستن شود . مسأله 1971 - زنى كه صيغه شده اگر نداند كه حقّ خرجى و همخوابى و مانند اينها ندارد عقد او صحيح است و براى آنكه نمىدانسته ، حقّى به شوهر پيدا نمىكند . مسأله 1972 - پدر و جدّ پدرى و حاكم شرع ( اگر پدر و جدّ پدرى نباشند ) مىتوانند براى محرم شدن ، زنى را به عقد پسر كوچك خود درآورند ، و نيز مىتوانند دختر كوچك خود را براى محرم شدن به‌عقد كسى در آورند ، چه عقد دائم و چه عقد موقّت . مسأله 1973 - مرد در ازدواج موقّت مىتواند مدّت را ببخشد و بخشيدن او به منزله طلاق است ، ولى شرايط طلاق را ندارد و لازم نيست مثلًا در ايّام پاكى باشد . مسأله 1974 - در ازدواج موقّت بايد وقت و مقدار آن تعيين شود و اگر وقت يا مقدار آن تعيين نشود عقد باطل است . مسأله 1975 - مرد مىتواند زنى را كه متعهء او بوده يا طلاقش داده دوباره به عقد دائم يا موقّت خود درآورد اگرچه هنوز عدّه‌اش تمام نشده باشد ، و نيز مىتواند زنى را كه با او ازدواج موقّت نموده به عقد دائم خود درآورد گرچه بهتر است اوّل باقيمانده مدّت را ببخشد . مسأله 1976 - كسى كه به واسطهء نداشتن زن يا شوهر به حرام مىافتد ، كه اگر همسر داشت معمولًا آن گناه را انجام نمىداد در صورتى كه قدرت داشته باشد واجب است ازدواج كند . مسأله 1977 - اگر بعد از عقد معلوم شود كه دختر باكره نبوده است نمىتواند عقد را به هم بزند مگر با طلاق ، ولى مىتواند تفاوت بين باكره و غيرباكره را از مهر كم كند . مسأله 1978 - اگر مرد و زن نامحرم در جايى باشند در صورتى كه در معرض اين باشند كه به حرام بيفتند يا احتمال فساد برود ، بايد از آنجا بيرون بروند . مسأله 1979 - اگر مرد يا زن مسلمانى كافر شود ( مسلمان‌زاده باشند يا كافرزاده ) ازدواج آنها باطل