دوّم : كسى كه صيغه را مىخواند بايد قصد انشا داشته باشد يعنى قصدش اين باشد كه با گفتن اين الفاظ ازدواج حاصل شود .
سوّم : كسى كه صيغه را مىخواند بايد رشيد باشد .
چهارم : وكيل يا ولى در اجراى صيغهء عقد ، بايد زن و شوهر را معيّن كنند .
پنجم : زن و مرد به ازدواج راضى باشند .
ششم : صيغهء عقد بايد صحيح خوانده شود و اگر طورى غلط بخوانند كه معناى آن را عوض كند ، عقد باطل است ، امّا اگر معنى عوض نشود اشكال ندارد .
مسأله 1928 - كسى كه دستور زبان عربى را نمىداند ، اگر قرائتش صحيح باشد و معناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظى معناى آن را قصد نمايد و قصد انشا هم داشته باشد مىتواند عقد را بخواند .
مسأله 1929 - اگر زنى را براى مردى بدون اجازهء آنان عقد كنند و بعد از آن زن و مرد بگويند به آن عقد راضى هستيم ، عقد صحيح است .
مسأله 1930 - اگر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگويند به آن عقد راضى هستيم ، عقد صحيح است .
مسأله 1931 - پدر و جدّ پدرى مىتوانند براى فرزند غير رشيد خود همسر اختيار كنند و بعد از آنكه آن طفل رشيد گرديد نبايد آن را به هم بزند مگر اينكه مفسدهاى داشته باشد ، و مخارج و مهريّهء زن به عهدهء پسر مىباشد ، ولى اگر در حال عقد ، طفل مالى نداشته باشد ، مهر به عهدهء ولىّ اوست .
مسأله 1932 - دخترى كه رشيده است ، يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد ، چنانچه باكره باشد ، بايد با اجازهء پدر ازدواج نمايد ، ولى اگر همسر مناسبى براى دختر پيدا شود و پدر مخالفت كند ، اجازهء او شرط نيست . همچنين اگر به پدر يا جدّ پدرى دسترسى نباشد يا دختر قبلًا شوهر كرده و بكارتش از بين رفته باشد ، اجازهء پدر لازم نيست .
عيوبى كه بخاطر آن مىتوان عقد را بر هم زد
مسأله 1933 - اگر مرد بعد از عقد بفهمد كه زن يكى از اين هفت عيب را دارد و اين عيبها قبل از عقد بوده ، مىتواند عقد را به هم بزند و بدون طلاق از او جدا شود :