به نظر ما چگونه فكر كردن هم چون اصل فكر كردن ، فطرى انسان است ، و مىتوانيم از فطرت خود استفاده كنيم ، ولى مسائل فطرى همه يكسان نيستند ، و ممكن است بعضى از آنها در اولين نگاه روشن نباشند ، ولى پس از اندكى درنگ روشن مىشود .
و به جهت همين فطرى بودن طريق تفكر ، - همچون لزوم اصل فكر - در تعاليم قرآنى دربارهى طريق تفكر بحث نشده است .
در اين نوشته از مسائل كلى ادراكى و روش تفكر بحث مىشود .
مسائل كلى يعنى آنچه كه در همه موارد تفكر موجود مىباشد .
على المعروف ، ارسطو اولين كسى است كه اين مطالب فطرى را به صورت كتابى در آورده است . كتاب ارسطو ، تعليم اول نام داشته است . برخى مباحث هم بعد از او اضافه شده است . اين گونه كتابها را كتابهاى منطقى مىگويند و علمى كه از اين مسائل صحبت مىكند علم منطق مىنامند .
منطق در لغت يعنى سخن گفتن ، و چون علم مزبور سخن را محكم و مستدل مىكند از باب نامگذارى سبب به نام مسبب منطق ناميده مىشود .
علم منطق را اين طور تعريف مىكنند : قانونى كه ذهن را از خطاى فكر حفاظت مىكند .
موضوع علم منطق تعدادى از مطالب تصورى و تصديقى هستند كه موجب كشف مجهولات بوده ، رابط ميان معلومات و مجهولات مىباشند مانند كليّت و جزئيّت ، ذاتيّت و عرضيّت ، جنسيّت و فصليّت و نوعيّت ، معرفيّت ، قياسيّت ، انتاج و نتيجه دادن شكل اول ، قضيه بودن . . .
كه به اينها معقولات ثانيه نيز مىگويند ، چون اينها صفت معلومات ذهنى بوده ، در مرتبه دوم ، تعقل مىشوند .
تفكر (فارسى) — صفحة 8
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٨