« تفكر و امانيسم انسان »
قبلا توجه كنيم
اصرار به تفكر و تعقل ، و سفارش به كار بردن نيروى عاقلانه انسان ، درس استقلال به انسانها است ، اصالت دادن به انسان است .
با تفكر است كه انسانها هر چيز را ابتدا در نيروى تعقل خويش هضم مىكنند ، و اگر آن را موافق با هاضمهى فكرى خويش يافتند مىپذيرند .
اصرار قرآن كريم به تفكر و تعقل ( و كلماتى از اين قبيل در فرهنگ قرآن ) ، در مسير آزاد سازى انسان از قيد و بندها است ، از بتهاى ذهنى كه افكار را تسخير كردهاند ، و آن هم در كادر روش كلى اسلام زير پرچم « لا إله الّا اللَّه » است ، كه يعنى همه به پا خيزيد ، و بتهاى خيالى و ذهنى را ابراهيموار بشكنيد ، و طرحى موافق واقع ، از نو دراندازيد ، و واقع را با اسلوب صحيح تفكر ، آنطور كه هست ببينيد نه آن طور كه برايتان ترسيم كردهاند .
تفكر ، اومانسيم انسان است ، اومانيسم توحيد نه شرك ، انسان را در مقابل خدا و جهان قرار نمىدهد كه تثليثى دور از هم و رو در روى هم قرار دهد . بلكه انسان را در مسير كشف صحيح رازها قرار مىدهد ،