ديگرى نمىتواند . بنابراين كليه تصرفاتى كه امكان دارد ديگرى جانشين خود شخص شود و انجام دهد به دست « ولىّ » انجام مىشود . « 1 » همچون « ولىّ » شخص مرده كه كليه تصرفاتى كه خود شخص متوفى در اموال خودش انجام مىداده است اينك به دست ولى انجام مىشود ، و اين گونه است « ولىّ » طفل كه در شئون مالى طفل دخالت نموده و از حقوق او دفاع مىكند . خداوند هم كه « ولىّ » بندگانش مىباشد ، كارهاى بندگانش را در دنيا و آخرت تدبير مىكند ، و نيز « ولىّ » مؤمنين است كه همه كار دينشان را اعم از هدايت آنان و دعوت و توفيق و يارى آنان انجام مىدهد » . . . « 2 »
بنابراين گر چه كلمه « ولىّ » و ديگر اشتقاقات اين ماده چون ولايت و مولى به معانى مختلفى آمده است ليكن همه آنها باهم مرتبط بوده به يك ريشه برمى گردند و آن قرب و نزديكى بطورى است كه مىتواند نائب شخص شده كارهاى او را انجام دهد .
ولى به هر حال نوعاً به همان معناى خاص سرپرستى مىآيد و به خصوص در مطلب مورد نظر ما كه بحث ولايت اهل بيت عليهم السلام است كه قرائن خاصى نيز آن را تأئيد مىكند .
ولايت به معناى دوستى و محبت خالص و بدون اين كه حكومت و سر پرستى و رياست در كار باشد چيزى نيست كه اين همه مورد نزاع و اختلاف و سر و صدا باشد و يا حتى شخص پيامبر صلى الله عليه و آله از اعلام آن بترسد .
هامش
( 1 ) - / مگر چيزهايى كه به هيچ وجه جانشينى ديگرى ممكن نيست ، مانند ازدواج كه شخص ديگر نمىتواند به جاى شوهر در كليه امور قرار گيرد .
( 2 ) - / الميزان ، ج 6 ص 10 .