بلكه همان معناى سرپرست كه كارهاى طفل و سفيه به دست اوست منظور مىباشد .
و همچنين اين آيه كه درباره جنگ احد آمده است : « اذا همّت طائفتان منكم ان تفشلا والله وليهما و على الله فليتوكل المؤمنون » « 1 »
هنگامى كه دو گروه از شما مىخواستند سست شوند و خداوند ولىّ آن هاست و بر خداوند بايد اهل ايمان توكّل كنند .
و به نظر مىرسد كه در اين آيه نيز به معناى دوست نمىآيد تا گفته شود آن دو گروه سستى در جهاد كردهاند و خدا كه دوستشان ندارد :
بلكه منظور اين است كه آنها سستى كردند و ندانستند كه كارها به دست خداوند است .
على عليه السلام نيز مىفرمايد : « 2 »
« والله ما كانت لى فى الخلافة رغبة ولا فى الولاية اربة »
به خدا قسم من نه رغبتى و نه طمعى در خلافت و ولايت ندارم .
پيداست كه منظور از ولايت همان سرپرسى و حكومت است و در نهج البلاغه از اين شواهد بسيار است .
و به نظر مىرسد كه در اين آيه نيز به همين معناست « لهم دارالسلام عند ربهم و هو وليّهم بما كانوا يعملون » « 3 »
براى آنها ( مردم آگاه ) محل آرامش نزد خدايشان است و او به خاطر اعمالشان ولىّ آن هاست .
در اين آيه برخى آن را به معناى دوست گرفتهاند . ولى بادقت در اين معنى كه در اين آيه پاداش خوب مردم آگاه بيان شده و اعمال
هامش
( 1 ) - / آل عمران آيه 122
( 2 ) - / نهج البلاغه عبده ج 2 ص 184
( 3 ) - / انعام آيه 127