پاسخ
ولى با كمى دقت روشن مىشود كه ايراد مزبور به هيچ وجه درست نيست ما منكر اين نيستيم كه امكان سوء استفاده هنوز هست و با تعيين شخص بر طرف نمىشود ، ولى بايد ديد اگر اساسا شخصى تعيين نشود مسلما شيادها و هوسبازها و استعمارگرها بيشتر بر گرده مردم سوار مىشوند و انسانيت را به سقوط مىكشانند .
نمىتوان گفت : بگذاريد استعمارگرها از مردم بار بكشند تا مردم خودشان بيدار شوند و بفهمند و فرد لايق را پيدا كنند .
زيرا در آن صورت نسلها بايد فدا شوند تا اين بيدارى پيدا شود ، با اينكه در ميان نسلها افراد بيدار و فهميده هم پيدا مىشوند كه اگر رهبرى بيابند به دنبالش مىشتابند و خوشبخت خواهند شد آنگاه اين خلاف لطف الهى است كه اينهمه افراد آماده در طول تاريخ فدا شوند .
تازه مگر به اين زودىها اكثريت مردم بيدار مىشوند يك هوسباز در اثر افراط در هوس سقوط مىكند شياد ديگرى به جايش مىنشيند و با طرح تازهاى منافع مردم را مىربايد و به اصطلاح « استعمار نو » مىكند .
همانطور كه به شماره نفوس انسانها ، راههاى رحمانى وجود دارد « 1 » همچنين راههاى شيطانى و فساد نيز بسيار و هر كس راه به خصوصى براى خود انتخاب كرده خون مردم را مىمكد .
مثلا شما روش خلفاء ثلث پس از پيامبر صلى الله عليه و آله را ببينيد ابوبكر با
هامش
( 1 ) - « الطرق الى اللّه بعدد انفاس الخلائق »