اشكال
ممكن است به عنوان خردهگيرى بر آنچه از ديد اجتماعى ذكر نموديم ، گفته شود : تعيين رهبرى جلوى سوء استفادهها را نمىگيرد زيرا ممكن است استعمارگرها و هوسبازها آن فرد معين شده را به هرطور كه ممكن باشد به عقب بزنند و خود به جاى او بنشينند و قدرت را به كف بگيرند ! آن وقت اين تعيين ، چه سودى جز حسرت آن رهبر لايق خانه نشين ، و علاقمندانش خواهد داشت ؟
و اساساً تعيين الهى ( به صورت وحى بر پيامبر ) همچون يك مدح آسمانى است كه ضمانت اجرائى نداشته حتى از ماده قانونهاى قوانين مدنى هم ضعيفتر بوده مانند دستورات اخلاقى مىباشد .
چنان كه در طول تاريخ مشاهد كردهايم . مثلا در اسلام على عليه السلام خانه نشين شد و آن وقت كه سركار آمد روى تعيين الهى نبود بلكه از ناچارى مردم بود كه ديدند خلفاء پيشين به خصوص عثمان پدر ملت را در آوردند ، و آنچه كه دختر پيامبر صلى الله عليه و آله حضرت زهرا عليها السلام در مسجد گفت ، تحقق پيدا كرد ، و گرنه اينها همان افراد بودند كه با آن همه سفارشهاى پيامبر صلى الله عليه و آله و با آن كه بيش از تقريبا 70 روز از تعيين جدى و صريح پيامبر صلى الله عليه و آله در مورد خلافت على نگذشته بود شاهد آن همه رسوائى و ستم دربارهء على عليه السلام بودند . امام حسن عليه السلام نيز خانه نشين شد و همچنين بقيه رهبران الهى تا امام عصر ( عج ) .
رهبران الهى غير اسلام نيز به همين منوال . . .
و بنابراين تعيين الهى چه سودى جز تشكيل يك اقليت محدود كنار زده از ملت و در نتيجه اختلاف هميشگى و مشكلات حاصل از آن خواهد شد ؟