روحى گاهى از رضايت به وضع موجود و عدم درك اوضاعى بهتر مىباشد ، و گاهى از برنامهريزى گوشهاى نشستن تا نوبت كار برسد .
شخصى به حضور على بن ابيطالب عليه السلام عرضه داشت من باور نمىكنم كه روش جنگجويى شما صحيح باشد و عبداللّه عمر كه مردى زاهد و پارسا است بر باطل باشد .
حضرت فرمود : تو حقيقت را كجا شناختى كه بدانى عبداللّه عمر بر حق و پارسا و متقى است ؟
سئوال كننده قيافه زهد مآبانه و گوشه گير عبداللّه عمر را مىبيند ولى اعمال كثيف نهانى اين فرزند كه پدرش عمر مىگفت آبروى مرا مىبرد نمىداند . « 1 »
مفهوم تقوى و پاكدامنى در ذهن بسيارى مردم به طور منفى تعبير مىشود آن گاه پيداست كه على بن ابيطالب جنگجو ( به قول آنها ) را « 2 » نمىتوان متقى دانست و عبدالله عمر گوشه گير را كه سربه راست و چپ نمىچرخاند بىدين خواند ! !
اين دسته افراد نيز گر چه فى نفسه بسيارند ولى نسبت به گروه سوم اندكند .
3 - آنها كه در اثر عدم شخصيت ذاتى و استقلال روحى ، تحت تأثير محيط واقع شده به رنگ اطراف خود در مىآيند و استقلال ذاتى را كه رنگ تكروى و حالت فردى پيدا مىكند رسوائى حساب مىكنند
هامش
( 1 ) - به كتاب الغدير تاليف مرحوم امينى رجوع شود
( 2 ) - جنگجو كسى است كه خوى سفاكى داشته باشد نه آنكه براى دور ريخته علف هرزهها در مدت زمانى ناچار از جنگ باشد