از ديد روانى
مطالبى كه گذشت امامت و رهبرى را از نظر اجتماعى مورد توجه قرار مىداد بايد در نظر داشت كه افراد از نظر روحيات و استقلال و وابستگى روحى مختلفند . بيشتر افراد از نظر روحيات و استقلال و وابستگى روحى هر چند برنامه و قانون را در دست داشته باشند در اثر ضعف نفس و تلون روانى و عدم شخصيت و استقلال منش نمىتوانند به طور كامل عمل كنند و لااقل استقامت در رفتار خويش ندارند ، همچون سايهء آفتاب پرستند و دنبالهرو بوده بالذات به دنبال رهبر مىگردند .
دستگاه تكوين و آفرينش نبايد اين احتياج را نديده گرفته و يا به دست افراد بلهوس بسپارد كه موجب هرج و مرج و بالنتيجه تباهى بشريت گردد .
بسيار اندكند كسانى كه با دانش خويش توانا هستند و بدون دنباله روى و احتياج به رهبر ، با استقامت كامل به راه خود مىروند .
اساسا روحيات افراد از نظر تأثير و تأثر بر اجتماع و از اجتماع به سه گروه تقسيم مىشوند .
1 - آنها كه ( اگر مواظبت كنند ) نه تنها از محيط رنگ نمىگيرند و يا استقامت و بدون تلون به راه دانستهء خود مىروند و رهبر نمىخواهند