آنچه در اين قسمت از بحث به دست آمد اين بود كه : 1 - امامت بهره ور ساختن كليه استعدادهاى انسانى بوده مايه تكامل فرد و اجتماع و حفظ دين و قانون مىباشد و نظام اجتماعى را به طور صحيح اداره مىكند .
2 - امامت و رهبرى ، هميشه مورد توجه بوده و در احاديث و مناظرات اصحاب اوليهء ائمه عليهم السلام و همهء شيعه و فلاسفه ، از مهمترين مباحث بوده است .
3 - تعبير امامت از كلمه حكومت و مانند آن ، به واقعيت رهبرى صحيح ، نزديكتر است .
4 - پيامبران هم امام و رهبر بودهاند .
ولى اينها همه را بايد مقدمهاى براى ورود در بحث دانست .
بحثهاى ديگرى كه اينك مورد توجه قرار مىدهيم :
1 - چرا ما شيعه معتقديم رهبر بايد از طرف خدا معين شود ؟
2 - حوزه حكومت امام تا چه اندازه وسعت دارد : مكانها و زمانها و جهات گوناگون رهبرى .
3 - رهبرى اصيل و رهبرى بالاضطرار .
4 - رهبر الهى چگونه بر مشكلات اجتماعى پيروز مىشود ؟
5 - سياست ائمه عليهم السلام در حفظ پيروانشان در محيطهاى مخالف چگونه بوده است ؟
6 - علم و ساير شرايطى كه براى امام لزوم دارد ؟
7 - وظايف امام .
8 - سيرى در تاريخ رهبرى الهى اسلامى .
مقدمه اى بر امامت (فارسى) — صفحة 35
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٣٥