اين به عنوان سرّ حساب مىشده است . و حفظ اين « سرّ » را به عنوان تقيه و براى حفظ جان امام و شيعه كه در اقليت بودند سفارش مىكردند .
البته خلفا و روءساى حكومت كه نوعا اهل اطلاع بودند و خودشان مىدانستند كه غاصبند و حكومت حق اهل بيت است دائما مراقب بودند و سختگيرىها مىنمودند و به محض خبر شدن اين كه امام صادق عليه السلام مثلا با شيعيان خراسان ارتباط زير پرده دارد شبانه او را با وضعى رقت بار به دربار مىكشاندند و تهديد مىكردند .
ولى طبق دستور مزبور به دستگاه مىفهماندند كه اكنون فرصت ما نيست و قصدى نداريم .
به هر حال رهبرى يكى از مهمترين مسائل اجتماعى روز و گذشته است . همه مىدانند كه قسمت عمدهء تكامل و يا بدبختى هر اجتماعى وابسته به رهبر آن است . رهبر لايق با تحقق دادن يك ايدئولوژى مترقى مىتواند در اندك مدتى از يك تودهء ضعيف فاقد علم و تكنيك ، مكتب و صنعت ، يك اجتماع كامل و قدرتمند در همه جهات به وجود آورد . رهبر بى صلاحيت و بى لياقت يا خودخواه هم مىتواند در اندك زمانى اجتماعى كامل را از اوج كمال به پستى در آورد .
در مناظرات اصحاب ديديم كه رهبر به منزله قلب حساب شده است . در روايات ديگر اسلامى آمده كه امام مايه آرامش زمين است كه بدون او هرج و مرج پيش مىآيد :
« لولا الحجة لساخت الأرض بأهلها . » « 1 »
هامش
( 1 ) - سيد مرتضى قده اين حديث را اين طور معنى كرده است . اصول كافى ، ج 1 ، ص 179 ، بيروت