تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
موقعيت و مقامى بودند و نسبت به هم رقابت داشتند . شبى يكى از آن دو به فكر فرو رفته با خودش مىگويد : من خيلى كار كردم ولى براى مردم . روضه خوانى ، بيان مسألهء شرعى و . . . . مردم السلام عليك يا ابا عبدالله را بدون ريا مىگويند و مثل ابر بهارى گريه مىكنند ولى برخى افراد اين‌گونه نيست . چه بسا هدف اين است كه كارى بكنيم تا مردم زياد اشك بريزند . با خودش فكر كرد كه يك قدرى هم به خودم برسم . فقط به مردم هشدار مىدهيم خودمان چى ؟ ؟ مثل اينكه ما از عالم ديگر آمده‌ايم و فقط إشراف بر مردم داريم . در آن موقع به ذهنش رسيد كه نزد كسى اهل معنى برود كه اهل هيچ فرقه‌اى نبوده ولى بعضى از مردم او را صوفى مىدانستند . ( مهم‌ترين اشكال فرقه‌هاى دراويش تخرّب و جدا كردن خود به عنوان فرقه‌اى خاص مقابل ساير مردم است ) . پيش او رفت و به او گفت كه تو مرا خوب مىشناسى ، امشب آمدم پيش شما كه برنامه‌اى به من بدهيد تا آدم شوم . او به آن عالم گفت : واقعاً مىخواهى آدم شوى ؟ اين كار خيلى سخت است ! آن عالم به او گفت : من تصميم خودم را گرفته‌ام . به او گفت : از فردا صبح يك زنبيل بر مىدارى و تا چهل روز آشغال و زباله‌هاى كوچه و خيابان و پوست ميوه‌جات ريخته شده را جمع مىكنى و
مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى) — صفحة 167 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي