خداوند عذابى بر آن مردم ناسپاس نفرستد به خداوند عرضه مىداشت : « خدايا هدايتشان كن ، نمىدانند . » اين پيامبر دخترى با اين عظمت دارد . سفارشات بسيار دربارهء او مىكند و او را پارهء تن خود معرفى مىكند ، غضب او را غضب خداوند و سرور او را سرور خداوند مىنامد . . . ، و امّت با او چنين كرد .
اهانت عمر به فاطمه عليها السلام در منابع اهل سنّت
آن گاه افرادى به قيافه انسان و از امت او با يادگار او چنين رفتار كردند . . . انسان تعجب مىكند كه چطور اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله ساكت ماندند ، حتماً به دستور على عليه السلام رعايت مصالح امت اسلامى را نمودهاند و گرنه چطور ممكن است كه جلوى چشم همان اصحاب كه مخاطبان پيامبر صلى الله عليه و آله در غدير خم و موارد بى شمار ديگر بودهاند ، اين همه فجائع رخ دهد . بيان اين فجائع فقط در تاريخ شيعه نيست ؛ اهل تسنن هم بسيارى از آن فجايع را نقل كردهاند . ابن حجر عسقلانى در ترجمه احمد بن محمد بن سرّى نقل مىكند كه :
« ان عمر رفث فاطمه عليها السلام حتى اسقطت محسنا ؛ عمر با لگد به سينه