در عشق مجازى ببينيد شاعر در بارهء فناى عاشق در معشوق چه مىگويد .
گفت مجنون من نمى ترسم زنيش * صبر من از كوه سنگين است بيش
ليك از ليلى وجود من پر است * اين صدف پر از صفات آن دُر است
ترسم اى فصّاد چون فصدم كنى * نيش را ناگاه بر ليلى زنى
من كيم ليلى و ليلى كيست من * ما يكى روحيم اندر دو بدن
داند آن عقلى كه آن روشن دلى است * كه ميان ليلى و من فرق نيست .
آيه مباهله و مقام فنا
مقام فناء ، اتحاد فانى با مفنى فيه است ، احكام مفنى بر فانى بار مىشود ، دربارهء پيغمبر ( ص ) وعلى ( ع ) در آيهء مباهله چه مىگوييم ؟ منظور از « انفسنا » در آيهء مزبور ، على ( ع ) است ، پس على ( ع ) جان پيغمبر ( ص ) است ، به مخالفان مىگوييم : وقتى خود پيغمبر هست براى چه دعوا مى كنيد كه خليفه كيست ؟ وقتى على هست ، خود