فصل اول : « تعريف و بيان انحصار مواد سه گانه »
هر مفهومى هنگام مقايسهاش با وجود ، يا وجود را بالضروره واجد است ، كه در اين هنگام آن را واجب الوجود مىگوييم ، و يا وجود براى آن مفهوم امتناع دارد و در اين صورت ممتنع الوجود ناميده مىشود و يا اينكه وجود برايش نه ضرورت دارد و نه امتناع و در اين صورت ممكن الوجود مىباشد .
پيدا است كه احتمال ديگرى در كار نيست ، زيرا تنها احتمال متصور ديگر اين است كه وجود و عدم هر دو ضرورى باشند و با كمترين توجه معلوم مىشود كه اين احتمال امكان ندارد .
معناى مفاهيم مزبور هم به خوبى روشن است زيرا اينها از جمله معانى شامل و عامى هستند كه هيچ مفهومى خالى از آنها نيست و همگان با آنها سرو كار دارند . از اينجاست كه هر گونه تعريفى دربارهء آنها اگر بخواهد به عنوان تعريف صحيح حقيقى حساب شود باطل بوده با كمى دقت مىفهميم كه مشتمل بر دور هستند . مثلا واجب را اين طور تعريف كردهاند : چيزى كه فرض نبودنش محال يا مستلزم محال باشد . محال را هم ( كه همان ممتنع است ) اين طور تعريف كردهاند :
« چيزى كه واجب است كه نباشد » يا : « چيزى كه نه ممكن است ، نه