تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
مشهور فلاسفه گفته‌اند در سائر مقولات يعنى فعل و انفعال و متى و اضافه و جده و جوهر ( كه شرحشان سابقا گذشت ) ، حركت جريان ندارد . فعل و انفعال بدين جهت كه تدريج در مفهوم و معناى آن دو اعتبار شده است و در نتيجه هيچ فرد لحظه‌اى و آنى ندارد با اين كه جريان حركت در يك مقوله مستلزم اين است كه افراد آن قابل انقسام به افراد و اجزاء آنى الوجود باشد . به همين جهت حركت در مقوله « متى » هم جريان ندارد . متى هيئتى است كه از نسبت يك شىء به زمان به دست مىآيد و بنابراين بالذات تدريجى بوده با جريان حركت در آن منافات دارد ، زيرا جريان حركت مستلزم انقسام به افراد و اجزاء آنى الوجود مىباشد ، ولى زمان و بالنتيجه هيئت و شىء منسوب به آن ، ذاتى التدريج هستند . اضافه هم حركت ندارد زيرا اضافه امرى انتزاعى است و تابع دو طرفش مىباشد و بنابراين نمىتواند بالاستقلال چيزى چون حركت يا غير آن را براى خود بگيرد . جده هم همين طور است ، نسبت شخص و لباس ، تابع شخص و لباس است ، و تغيير و حركت آن هم تابع آن دو موضوع مىباشد ، كفش يا پا تغيير مىكند و نسبت آنها هم به تبع آنها . مىخواهيم بگوييم جده هم چون اضافه ، استقلال ندارد تا چيزى را بنفسه بپذيرد . جوهر هم حركت ندارد زيرا وقوع حركت در جوهر مستلزم اين است كه حركت بدون يك موضوع ثابتى تحقق يابد با اين كه حركت بدون يك موضوع ثابت و باقى مادام الحركه امكان ندارد . وقتى جوهر و ذات متغير باشد ديگر چه موضوع ثابتى داريم ؟