حركت در كم هم اين است كه جسم در كم خود تدريجا و به نسبت منظمى يك تغيير متصلى پيدا كند مثل نمو كه زياد شدن يك جسم در حجم به طور متصل و منظم و تدريجى مىباشد .
برخى اعتراض كردهاند كه نمو در حقيقت ، انضمام اجزائى از خارج به اجزاء جسم مىباشد . كم بزرگ كمى است كه بر مجموع اجزاء اصلى و انضمامى يك جسم ، عارض مىشود ، و كم كوچك سابق ( پيش از كم بزرگ ) كمى است كه فقط بر اجزاء جسم اصلى عارض شود ، و اين دو كم مباين بوده اتصال ندارند زيرا موضوعشان مختلف است . و بنابراين حركت در كم ، واقع نشده بلكه در حقيقت يك كم زائل شده و كم ديگر عارض شده است . شاخهاى كه نيم متر بوده و اينك يك متر شده است همانطور كه كم آن دو ( نيم متر و يك متر ) متعدد است موضوعشان هم مختلف است موضوع اولى اجزاء قبلى درخت است و موضوع دومى مجموع اجزاء قبلى و اضافى كنونى .
پاسخ اعتراض مزبور را اين طور دادهاند كه : ما شكى در انضمام اضافات نداريم ليكن طبيعت ، اجزاء انضمامى را پس از انضمام و اتصال به صورت همان اجزاء اصلى در آورده يكى مىشوند و دائما با زياد شدن اجزاء جسم و تغيير آنها به صورت اجزاء اصلى كم جسم هم كه عارض اجزاء اصلى شده است به طور تدريجى و متصل اضافه مىشود و همين اضافه شدن كم ، حركت آن مىباشد .
حركت در وضع هم روشن است مثل حركت يك جسم كروى بر محورش كه در نتيجه ، نسبت نقاط فرضى آن به خارج تغيير پيدا مىكند . تغيير تدريجى در وضع همين است .
آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 210
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢١٠