محمول اند زيرا داخل مفهوم انسان و يا حيوان ناطق نيستند ولى حملشان بر انسان احتياج بضمّ چيزى ندارد و از خود ذات ماهيت عنوان ممكن و شىء انتزاع مىشوند . « 1 »
مفاهيم ذاتى ، از عرضى امتيازاتى دارند از جمله :
1 - ذاتيات بيّن و واضح بوده ثبوتشان براى ماهيت احتياج به دليل ندارد . 2 - از علت خارجى بى نياز بوده غير از علت اصل ماهيت ، علتى ديگر ندارند ، همانچه كه علت تحقق انسان است علت تحقق حيوان و ناطق هم مىباشد . 3 - ذاتيات مقدم بر اصل ذات ( ماهيت ) هستند . تا حيوانيت و ناطقيت نباشد انسانيت درست نمىشود . « 2 »
ممكن است بگوييد : ذاتيات چگونه بر اصل ذات مقدماند ؟ مگر آنها اجزاء ذات نيستند ؟ و مگر اجزاء با كلّ متحد و يكى نيستند ؟ پس تقدم چگونه ممكن است ؟
ولى توجه كنيد كه اولا : اعتبارات مختلف اند . مىخواهيم بگوييم :
خود اجزاء ، بر اجزاء با وصف كليت و اجتماع ( كل ) مقدماند ، پس مقدم و مقدم عليه تفاوت دارند . و ثانيا : ذاتيات اگر اجزاء ناميده مىشوند از اين جهت است كه اجزاء حدّ و معرف ( به كسر ) ماهيت اند ولى در مقايسهء با اصل ذات نه جزئيت دارند و نه تقدم . هر يك از آنها عين ذات و ماهيت مىباشند .
هامش
( 1 ) . - استاد علامه براى خارج محمول مفهوم عالى و سافل را مثال زدهاند كه بدون احتياج بضم ضميمهاى به اصل جسم ، بر آن حمل مىشود . ولى به نظر مىرسد چندان دقيق نباشد زيرا تا وضع خاصى به جسم متصل نشود موصوف به بالا و پست نخواهد شد
( 2 ) . - تحقيق علائم ذاتى را در « ص 75 » منطق المقارن ملاحظه فرماييد