مىفهميم كه : چون نوح نفرين نموده ملّتش هلاك شدند شيطان در برابرش تجلّى نموده گفت : تو حقّ بسيار بر من دارى !
نوح تعجّب نموده و خيلى هم ناراحت شد كه چرا شيطان پليد از او خوشش آمده است چون تا يك جهت مشتركى بين او و شيطان نباشد او خوشش نمىآيد . جهت پرسيد ، شيطان گفت : زيرا من مدّتها بايد بكوشم تا انسانى را گمراه كنم و به تصميم اوّلى خودم كه حتما آنها را گمراه مىكنم « 1 » عمل كنم ولى شما يك جا نفرين نموده اين همه جمعيّت را جهنّمى نمودى و مرا خرسند ساختى . . . و اينك به جبران اين حقّ به تو سه سفارش مىكنيم .
نمىدانم اين حديث حتما درست است يا نه ؟ !
ملّت نوح نه خود اصلاح مىشدند و نه فرزندان صالح تحويل اجتماع مىدادند ، نوح گفته است : جز بدكار كافر نمىزايند . « 2 »
ولى به هر حال بايد سعى نمود كه انسانها را اصلاح نمود و نه از ميان برداشت .
تحديد نسل هم كه اين روزها سر و صداى زيادى دارد و اخيرا لائحهاى به امضاء عدّهاى دانشمندان پيشگو ! تسليم مجلس انگلستان شده است علاوهبر اينكه مخالف تكامل طبيعت است خالى از روش استعمارى به نظر نمىرسد ، سخن در آن فرصتى
هامش
( 1 ) - سوره ص ، آيهء 82 .
( 2 ) - سورهء ص ، آيهء 82 .