كنيم تا دوباره دستهبندى كرده و جنگ به راه اندازند ؟ بكشيم و از حياتشان اين نعمت بزرگ الهى به كلّى چشم بپوشيم ؟ يا آنها را به نحوى تربيت كنيم !
در اين جزوه اين مسائل تحقيق مىشود .
لازم به تذكّر است كه نوشتههاى معدودى كه در اين مسئله به نظرم رسيده است - كه البته در اين مسئله بسيار كم بحث شده و به حساب اينكه اكنون بردهاى نيست تا دربارهء حكمش بحث شود حتّى كتاب « عتق » فقه اسلام نيز نوعا خوانده نمىشود ، درحالىكه قانون اسلام بايد همواره در برابر مكتبهاى ديگر روشن باشد تا آنها كه در پى اجتماعى نو و قانونى نو هستند اسلام را بشناسد .
نوعا به جاى بحث در متن مادهء قانون مسئله ، در سير تاريخى آن در ميان ملّتها و قياس آنها با يكديگر بحث كردهاند و در حقيقت ناظر بودن را به ورود در « گود » ترجيح دادهاند و تماشاگر شدن را بر محاكم بودن !
درحالىكه از نظر حقيقتيابى و از ديد نسل روز چيزى كه لازم به دقّت است خود قانون است نه عمل تاريخ ! و به همين جهت اينجانب اساسا از ورود در جنبههاى تاريخى مسئله كه خاصيّت بيشتر آن افزودن بر قطر كتاب است نه عمق آن ، جز در موارد ضرورى پرهيز نموده و تنها متن قانون را مورد بحث قرارداد دادهايم علماى
نگاهى به بردگى (فارسى) — صفحة 9
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٩