اساتيد دانشگاه « 1 » در نقدى كه بر چاپ اوّل اين كتاب فرستاده بودند مىنويسند : چرا زحمات دوران تحصيل يك نفر پزشك را نمىبينيد . . .
ولى بايد پرسيد قيمت كار را مىگيريد يا قيمت علم را ؟ ! از طرفى حتّى يك نفر باربر هم يك مرتبه نمىتواند بار سنگينى را بلند كند ، آن هم تمرين كرده تا به اين قدرت رسيده است ولى ما پول كار را مىپردازيم نه پول تمرين را .
من نمىدانم چرا عبداللّه مسعود مفسّر قرآن كه مىتواند اجتماعى را از انقلابى پرورش دهد و اثرش از خيلى كارهاى حتّى بهداشتى براى جامعه مهمتر است در اسلام حقوقى بيش از ديگران ندارد ؟
بايد توجّه داشت كه اصل تقسيم بهره بر اساس احتياجات ، يك مبناى تقريبى و تخمينى است كه قاعدتاً در ارزش اجناس و كار در بازارهاى اوّليهء دنيا مورد توجّه بوده است .
مزد كارگران در وضع امروز دنيا ، نوعا نسبى و بر اساس سنجش نوع كارها با يكديگر صورت مىگيرد .
هامش
( 1 ) - و نيز نوشتهاند : كار دكتر ، متراكم كار ساده است لذا بر اساس عدل بيشتر ازكار ساده ارزش داشته باشد . . . مىپرسيم صرف تراكم ، اين اقتضاء را دارد ؟ يا ارزش مصرف يا دقّت كه موجب فشار بيشتر است يا خطرات احتمالى و غيره ؟ هيچكدام موجب اين همه تفاوت نيست .