انسانى ديگر بهرهء تازهاى ببرد .
و مىدانم كه مىگوئيد : در اصالت سرمايه حقّ كارگر را ناديده و يا كم نگرفتهايم كار يدى با فكرى خيلى فرق دارد ، همانطور كه به مثل معروف دست با مغز ، فرق دارد ، و همان مقدار حقوقى كه به كارگر مىدهيم حقّ طبيعى اوست .
ليكن اين تفاوت فاحش را نمىدانيم كدام دست به وجود آورده است .
البته كه دست استعمار و استعباد انسان به وجود آورده ولى چرا آن را اين گونه ترويج انسانى و احياناً مذهبى كنيم ؟ خلاصه اينكه ماركسيسم دخالت ماشين را در توليد انكار ندارد و قاعده اين نكته را انكار نمىكند كه هر معلولى به علّت خويش وابسته است و بنابراين توليد به ماشين و كارگر هر دو مىرسد ، از طرفى ماشين هم با قرار داد معاملاتى به ملك صاحب ماشين در آمده است و بنابراين بايد هر دو سهيم باشند : صاحب ماشين و كارگر .
ماركسيسم دو سخن دارد :
1 - ماشين از جمله چيزهايى است كه با قرار داد معاملاتى به ملك كسى در نمىآمد و گاهى در توضيح آن مىگويند كه جامعه در اختراع و توليد اين ماشين دخالت داشته است .
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 59
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٥٩