تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
هرگز آرزوى يك قرص نان هم نداشته و ياد سيرى را از خاطر برده باشد . . . « 1 » آيا به همين قناعت كنم كه مرا اميرالمؤمنين بخوانند و در مشكلات روزگار با آنها شريك نباشم و بلكه در سختى معيشيت مقتدا و پيشواى آنها نباشم ؟ . . . من نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله همچون دو درخت يك ريشه و همچون استخوان ذراع نسبت به بازو هستيم . . . فرزند حنيف ، از خدا بترس و به همان چند قرص نان خودت اكتفا بنما . . . « 2 » مراقبت اسلام را در اموال عمومى بعد از اين مفصّلتر خواهيم ديد خلاصه اينكه اگر اسرافكارى نباشد و همهء افراد كار كنند ، كارى مفيد براى جامعه ( هر نوع كار ) به يقين كه مشكلى در كار نخواهد بود . با اصرارى كه اسلام بر كار و كوشش دارد و همهء افراد را به كار مىگيرد و زمينهء كار را نيز فراهم مىسازد ، تكثير نسل نه تنها مشكلى نخواهد بود ، بلكه توليد نيروئى فعّال و مفيد خواهد بود . براى تحكيم موقعيّت
هامش
( 1 ) - اين جمله شدّت اختلاف طبقاتى محصول حكومت عثمان را مىرساند كه فقر برخى مردم به اوج رسيده بود و از كمال يأس و نااميدى ديگر آرزوى نان هم نمىكردند و در دوران زندگيشان هرگز سير نشده‌اند تا سير را بشناسند . ( 2 ) - از اين جمله نيز مقدار حقوق فرماندار معلوم مىشود .