تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
اواكون اسوة لهم فى جشوبة العيش . أنا من رسول اللّه كالصنومن الصنو الذّراع من العضد . . . فاتق اللّه يا بن حنيف و لتكفك اقراصك . . . » « 1 » فرزند حنيف به من خبر رسيد كه شخصى از بزرگان بصره ترا به سفره‌اى دعوت نموده و تو هم به سوى آن شتافتى « 2 » آنجا غذاهاى رنگارنگ براى تو حاضر مىكردند و قدحها تعارفت مىنمودند و من فكر نمىكردم كه تو چنين دعوتى را بپذيرى كه ثروتمندان را دعوت كنند و فقرا را برانند . بدانيد ، كه پيشواى شما از دنياى خويش به تكّه لباس ( يك دست ) و از غذايش به دو قرص نان اكتفا نموده است . به خدا اگر مىخواستم ، مىتوانستم از اين عسل مصفّى و خالص طبيعى و از مغز اين گندم و از اين لباسهاى ابريشمى تهيّه كنم ليكن هرگز هوس بر من غلبه نمىكند كه غذاهاى خوب را براى خود انتخاب كنم با اينكه شايد در حجاز و يمامه شخص گرسنه‌اى باشد كه
هامش
( 1 ) - از نامهء حضرت به عثمان بن حنيف فرماندار آن سرور بر بصرة نامهء شمارهء 45 . ( 2 ) - از همين لغت پيدا است كه دست فرماندار در خرج بيت المال چقدر بسته‌بوده كه نمىتوانسته براى خود سفره‌هاى رنگين و غذاهاى چرب و خوب فراهم آورد .
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 301 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي