تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
ممكن است سر و صداها تا مدّتها باشد ، ليكن بالأخره فطرتها از لابلاى اين همه غوغا تجلّى مىكند . مائو در اين اواخر مىگفت : من به ملاقات خدا مىروم « 1 » و در يك ملاقات به كيسينجر مىگفت : من ديگر به دعوت خدا فكر مىكنم . در يكى از قطعه‌هاى شعر سابقش هم خدا را به عنوان شىء ثابت توصيف كرده بود « 2 » مىگويند استالين هم در روزهاى آخرش گفته بود بگوئيد در كليساها به من دعا كنند . پيدايش كمونيسم در اثر فساد هيئت‌هاى حاكمه و تصوّرى كه ستمديدگان از كمونيسم به عنوان تنها پناهگاه دارند مىباشد ، سِرّ تبديل كشور 700 ميليونى چين به يك كشور كمونيست ، فساد هيئت حاكمهء سابق آن بود . « 3 »
هامش
( 1 ) - رستاخير ( منحلّه ) 20 و 22 / 6 / 55 . ( 2 ) - رستاخير ( منحلّه ) 20 و 22 / 6 / 55 . ( 3 ) - البته دولت كنونى حاكم بر چين ، كمونيست است نه مردم ، با همهء تبليغات وسيعى كه به نفع كمونيسم انجام مىشود ، طبق اخرين آمار ( سال 54 ) افرادى كه در سرتاسر چين عضويّت حزب را پذيرفته‌اند 27 ميليون هستند با اينكه مسلمانهاى چين حدود 60 ميليون نفرند . اخيراً ( سال 56 هجرى قمرى ) مارشال ين چبلى گزارش داد كه 35 ميليون نفر عضو حزب هستند كه البته عضو حزب رسمى دولتى شدن صد در صد معنايش قبول داشتن حزب نيست . اين نكته نيز ناگفته نماند كه غالباً كمونيستها در هر كشورى كه به قدرت رسيده‌اند روز اوّل به وسيلهء مذهب بوده است ! از روحيّهء مذهبى مردم استفاده كرده با دخالت روحانيون مبارز وجوب قيام عليه ظلم را براى مردم تشريح كردند و وقتى به قدرت رسيدند مذهبيها را در فشار گزاردند . هم اكنون اوضاع ويتنام را ببينيد همه تان به ياد داريد انقلاب و همكارى مردم با مبارزين با خودسوزى روحانيون بودائى در ميدانهاى سايگون شروع شد . روحانى بودائى بنزين خود مىريخت و به عنوان اعتراض به حكومت خودكشى مىكرد و مردم تحريك مىشدند . آن وقت فشار كنونى دولت كمونيست آنجا را ببينيد كه با همان روحانيون چه مىكند ، به طورى كه در نوامبر گذشته 12 نفر راهب و راهبه بودائى براى اعتراض به فشارهاى رژيم كمونيستى ويتنام در دهكده‌اى در روستاى مكزيك خود را در آتش سوزاندند ( كيهان ، 9960 ) ( به جزوهء « مذهب » به قلم اينجانب رجوع كنيد ) . كمونيسم در بيشتر موارد با كودتا روى كار آمده است ، در روسيه ، ويتنام ، چين ، و . . . منافقين ايران هم به همين خيال بودند كه پس از خروج ابهام‌آميز شهرام از زندان سارى و تجلّى كمونيسم در افكار برخى از سردمداران گروه ، كودتا عليه سازمان مجاهدين صورت گرفت و افراد فعاّل مذهبى را يا به خارج از كشور فرستادند و يا به كارهاى معمولى و پر خطر گماردند كه در همين مسير عدّه‌اى از افراد فعاّل فقط با پخش اعلاميّه گرفتار شدند ، مرحوم شريف واقفى كه مأمور خارج شده بود از نزديك مرز تركيّه برگشت و تشكيل گروه عليه كوتاچيان داد ، ليكن منافقين او را دستگير و شكنجه و اعدام نمودند و جسدش را با نارنجك آتش زدند و خاكستر نمودند آنها شكنجه‌گاههاى مخفى داشتند و شكنجه‌هائى مشابه ساواك ، دربارهء افراد اجراء مىنمودند . اين سخن كه چه اشكالاتى در سازمان مجاهدين بود ( و شايد هنوز هم به نوعى باشد ) كه به اين انحراف و نفاق كشيده شد فرصتى ديگر مىخواهد .