قائلم . ليكن اينها نبايد موجب شود كه انتقادات علمى خود را نگوئيم و اشتباهات مكتبى را بررسى ننمائيم .
اين جرم است كه اشتباه را تدكّر ندهيم .
من به يقين مىدانم كه جبر زمان « 1 » به همراه از ميان بردن احساسات حادّ موضعى ، اعتدال در عقايد مكتبها بوجود خواهد آورد و همين است سرّ تضادّ مكتبها از نظر نظام احسن جهان چنان كه جبر زمان در برابر افراط و ظلم هيئتهاى حاكمه در 125 سال پيش ( 1847 م ) ما نيفست را به عنوان اوّلين و مشهورترين مدرك سوسياليستى به وجود آورد . من مطمئن هستم در مناطقى كه كمونيسم پذيرفته شده است ، پلى خواهد بود براى رسيدن به مكتبى ديگر كه
هامش
( 1 ) - شايد نيازى به توضيح نباشد كه منظور از جبر زمان جبر همهء مقدّمات وعلل زمانى است كه يكى از آنها اختيار و ارادهء انسانها است ، منظورم جبر منهاى ارادهء انسانها نيست . محقّقين اسلامى و غير اسلامى جبر و اختيار به اين معنى را قبول دارند . مرحوم سبزوارى مىگويد :
. . . و به اختيار اختيار ما بدا ، و كيف فعالنا الينا فوضا ، و ان ذا تفويض ذاتنا اقتضى . . . عمل اختيارى است ولى اختيار اختيارى نيست . . . پلخانف روسى هم مىگويد : در جبر محيط ارادهء انسانها را هم دخالت مىدهيم گر چه مدتى - پلخانف را طرد كردند كه ايده آليستى سخن گفتهاى ! ! .
اين توضيح براى اين بود كه عدّهاى كم مطالعه انتقاد نكنند كه چرا كلمهء جبر زمان به كار بردهاى ؟