از روش سرمايه دارهاى بزرگ و به ظاهر متديّن پيدا كردهاند و در اثر سكوت برخى علما تصوّر كردهاند كه روش اين ثروتمندان طبق آيين اسلام بوده است .
چنانچه انحراف ميرزا شفيع گنجوى استاد ميرزا فتحعلى نيز چنين به نظر مىرسد كه بيشتر مربوط به حملات تند عدّهاى متديّنين به فلسفه و عرفان بوده كه او را منفور اجتماع ساخته و تحت تأثير احساسات منفى از دين متنفّر ساخته است .
مىگويند « ماركس » نيز در مكتب انقلابى خويش عليه سرمايهدارى تحت تأثير حالات روانى خاصّى كه در مورد بيكار ماندن پدرش به جهت يهودى بودن ! و در مورد ازدواج خودش جلو آمد قرار گرفته است ، نمىدانم « العهدة على الرّاوى » و البته اين گونه مطالب را مبناى مسايل علمى قرار نمىدهيم . « 1 »
و بنابراين بايد اين ثروتهاى انباشته شده در راه نجات فقر به كار افتند و بالّنتيجه اين اختلاف فاحش طبقاتى كاهش يابد .
* * *
هامش
( 1 ) - و بنابراين انتقاد يكى از اساتيد كه : اين گونه حملات روش تحليل علمى نيست ، وارد نيست . انگيزهها دليل علمى نيستند ولى گاهى ما را رهنمون مىشوند .