نبايد كوچكترين بهرهاى از توليدات ببرد .
آنها با روشهاى استعمارى گوناگونى از اغفال و تهديد و محبّتهاى دروغين و ايجاد اختلاف ميان كارگران و سوء استفاده از مفاهيم مذهبى « ترك دنيا » و « رضا » و « صبر » و غيره مزد ناچيزى به كارگر مىدهند و باقى را براى خود بر مىدارند . و اگر كارگر مختصر اعتراضى بكند اخراج مىشود .
در روش ارباب و رعيّتى محيط كشاورزى نيز اوضاع به همين منوال است رعيّت كار مىكند و بيشتر بهرهاش را ارباب مىبرد .
از نظر اقتصاد اسلام هم بگوئيم ، مگر على بن ابيطالب عليهالسّلام نفرموده است حاصل دسترنج كسى نبايد در اختيار ديگرى قرار بگيرد ؟ « 1 »
قرآن كريم هم مبارزات انبياء را تحت عنوان « توحيد » براى رسيدن به وحدت جامعه و جامعهء توحيدى و در مسير اصلاحات اجتماعى و رفع استعمار از ضعيفان و بينوايان مىداند .
علّت بعثت موسى را اين مىداند كه خداوند اراده فرموده مستضعفين راه نجات بخشيده و عظمت دهد .
« و نريد ان نمنّ على الّذين استضعفوا فى الأرض و نجعلهم ائمّة و نجعلهم
هامش
( 1 ) - « و الّا فَجَناةُ ايديهم لا تكون لغيرهم » خطبهء 230 .