خود نيز دريغى نداشت البّته آنجا كه احتمال داشت با همين شكوه ظاهرى دل دشمن را بترساند و او را مرعوب و تسليم نمايد . چنان كه در فتح مكّه چنين بود و چنان كرد .
ولى همان ارتش در ميان ملّت خود افرادى عادى بودند و به كسب و كار و زراعت و تجارت اشتغال داشتند و بارى به دوش مردم نبودند ، بلكه ارتش و مردم جدا نبودند ، همهء مردم ارتش آن سرور بودند .
ولى آنچه از حكومتهاى مخالفين اهل بيت به خاطر دارم :
1 - شكوه ظاهرى و جلال و جبروت كبريائى كه همه جا را فرا گرفته بود و بر خلاف رعايت پيوند محبّت ، چشم مردم بيچاره را مىترسانيد و دلشان را مىلرزانيد . در آبادانى كشور نيز همه تظاهر به جلال يعنى توجّه به گل و خاك و جماد و قدرى هم نبات ، نه انسان ، يعنى ساختن دارالأمارهها و مساجد و ادارات با شكوه و احياناً مراكز تفريحى .
2 - فقر جانگداز عدّهء بسيارى از مردم كه از دو سو آنها را مىسوخت . اوّل از نظر احتياج خود ، كه با ناديده گرفتن خلفاء حقوق از دست رفتهء آنها را ، و به تعبير روايات ما خوردن ثروتمندان مالشان را ، به زور سختى افتاده بودند و دوّم از نظر فشار روحى كه خود و فرزندانشان آن همه تجمّل ثروتمندان و شكوه ظاهرى خود و
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 171
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٧١