مكالمهاش با شريح ، همگى براى كوبيدن علاقهء به مال و تجمّل ( و به خصوص اگر از بيت المال و يا رشوه در قضاوت انجام شده باشد ) به كار رفته است .
طلحه و زبير اعتراض مىكردند كه چرا آن حضرت ما را براى مشورت در امور مهم دولتى نمىخواند و چرا سهم ما را از بيت المال برابر افراد معمولى داده و ميان همهء افراد على السّويه تقسيم مىكند .
حضرت در جملهاى اين طور بيان مىفرمايد : جريان مساوات را كه اعتراض مىكنيد ، اين مطلبى است كه من به نفع خود عمل نكردم و به هوس خويش كارى انجام ندادم بلكه من و شما ديديم روش پيامبر صلى الله عليه و آله و حكم آن حضرت را . . ( قسمتى از مصاحبهء آن حضرت با طلحه و زبير ص 184 نهج البلاغه عبده ج 2 ) .
در آن زمان بيت المال علاوه بر مخارج دولتى به طور سرانه در ميان افراد مسلمانان نيز پخش مىشد . و اين پخش به طور مساوات كامل و با قطع نظر از جهات علمى و غيره و كارهاى دستى و يا مغزى انجام مىشد . و همين بى تفاوتى موجب نارضائى افراد خودخواهى چون طلحه و زبير كه به اختلاف طبقاتى دوران عثمان خو گرفته بودند ، گرديده بود امام زمان عليه السلام نيز كه ظهور فرموده حكومتى تشكيل
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 158
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٥٨