تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
حضرت غضب آلوده به او نگريسته فرمود : شريح ! به به زودى كسى نزدت مىآيد كه نه به قباله‌ات نگاه مىكند و نه از گواهانت مىترسد تو را از اين خانه بيرون مىكشد و از آن دور مىسازد و جدااز همه چيز قبرت مىسازد . مراقب باش كه مبادا اين خانه را از غير مال خود خريده باشى و يا پول آن را از حرام پرداخته باشى كه زيانكار در دنيا و آخرت خواهى بود . اگر هنگام خريد اين كالايت نزد من آمده بودى قباله‌اى به اين شرح مىنوشتم كه رغبت نكنى حتّى به يك درهم اين خانه را بخرى : اين چيزى است كه يك بندهء ذليلى آن را از بنده‌اى ديگر كه براى كوچ كردن به عالم آخرت از جا كنده شده است ، خريده است و اين منزل چهار حدّ دارد : حدّ اوّل : به عوامل بلاها و آفات منتهى مىشود حدّ دوّم : به عوامل مصيبتهاى وارده بر انسان مىرسد و حدّ سوّم : به هوسهاى پست كننده و حدّ چهارم : به شيطان گمراه كننده نهايت مىپذيرد و در خانه ، ميان اين حدّ چهارم باز مىشود . . نهج البلاغه ج 3 ص 4 . اين قباله حضرت كه حقايقى را در قالب الفاظ فصيح و مفاهيم به اصطلاح « توصيفى » بيان داشته با آن تندى و نوعى استهزاء در ابتدا