گوشدادنى هست و نه اطاعتى » . « 1 » و فرمود : « در معصيت ، اطاعت نمىشود ، اطاعت در كار خوب است » « 2 » و فرمود : « كسى كه در اين امر ما چيزى كه از آن نيست احداث كند - ( بدعت گذارد ) مردود است » « 3 » و فرمود : كسى كه بدعتگذارى را احترام نمايد همانا بر خراب كردن عمارت اسلام كمك كرده است » . « 4 »
اينها و مانند اينها كمترين شك و ترديدى دربارهى حدودى كه اسلام براى حكومت قرار داده باقى نمىگذارند .
حدود وظايف قوهى قضائيه
دايرهء فعاليت قوهء قضائيه را خود اصل حاكميت قانونى خداوند معين مىسازد ؟
اسلام از همان اول ، دولت خود را روى قواعد و مبانى مخصوص به خود بنا نهاد و انبياء و پيامبران الهى هم همان قضات اوليهى آن بودند ، وظيفهى مهمى كه مورد توجه آنها بود اين بود كه به شريعت و قوانينى كه خداوند فرستاده است حكم كنند و قضاوت نمايند .
هامش
( 1 ) - السمع و الطاعة على المرء المسلم فيما احب و كره ، ما لم يؤمر بمعصيه فاذا امر بمصية فلا سمع و لا طاعة »
( 2 ) - لا طاعة فى معصية انما الطاعة فى المعروف
( 3 ) - من احدث فى امرنا هذا ما ليس منه فهورد - همه محدثين نقل كردهاند
( 4 ) - من وقّر صاحب بدعة فقد اعان على هدم الاسلام - بيهقى در شعب الايمان