مىكنيد كه علل طبيعى پديدهها را نفى نمايد ؟ ما مسلّم مىدانيم كه هر پديدهاى علّتى دارد و پديدهء مادّى نيز بىترديد از علّت مستقيم مادّى برخوردار است . امّا سخن در اين است كه آيا علل طبيعى مىتوانند مستقيما علت نخستين پديدهها و ايجاد كنندهء آنها باشند با اينكه آنها خود حادث و نيازمند به ديگرىاند ؟
نظريهء دورانهاى گوناگون فكرى انسانها كه مادّيين برآنند ، هيچ دليل معتبرى ندارد . صرف حكايتگرى آثار باستانى از شرك ، دليل سبقت بودن شرك بر توحيد نيست ، زيرا توحيد كه نفى همهء مظاهر قدرت است ، نمىتواند آثار ظاهرىاى همچون مجسمه و تمثال داشته باشد ، مگر اينكه سكّه و يا چيز ديگرى را با كلمه و عبارت توحيد حك كنند و در زمان انسان نخستين ، كلمه و عبارت وضع نشده بود يا شرايط كافى براى انجام اين كار در دست نبود . به هر حال ، آنگونه كه ايجاد نشانههاى شرك ممكن است . ايجاد نشانههاى تصويرى توحيد ممكن نيست و تازه نيافتن دليل بر نبودن نمىباشد . به عبارت ديگر پرستش خدا يا خدايان متعدد اگرچه شرك است ولى خود دليلى محكم بر فطرى بودن غريزه پرستش در انسانهاست . منتهى جهل و عدم دستيابى به راه صحيح هدايت ، انسان را از رسيدن به خداى يگانه باز داشته و بسوى خدا يا خدايان دروغين سوق داده است .
از طرفى ، تصوير و رواج هر چيز بدلى و تقلّبى از وجود حقيقى و اصل آن ، خبر مىدهد . سكّهء تقلّبى ، تصويرى از سكّهء اصيل و اعتقاد به مهدويّت
خدا در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 183
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٨٣