/ 481
آيا خدا براى نگهدارى بندهاش كافى نيست ؟
رهنمودهايى از آيات :
آيات قرآن همچون آذرخش بر دل بىخبر فرود مىآيد و نيروهاى فهم در آن منفجر مىشود و مىشكافد ، و دفينههاى خرد را در آن برمىانگيزد . از اين رو مىبينيم در اين درس ما را به حقيقتى رهنمون شود كه آدميزاده از روى تكبّر و بلندى طلبى مىكوشد آن را انكار كند و به باطل مىخواهد مردم را نسبت بدان مشتبه سازد ، و آن حقيقت همان مرگ است كه هر موجود زندهاى در انتظار آن است . ولى مرگ خود سبكترين و آسانترين مراحلى است كه در انتظار ماست و آنچه پس از آن قرار دارد بزرگتر است ، همچون مرافعهء روز قيامت ، و اين از آن روست كه انسان نمىتواند بدان روز كه تنها در برابر دادگاه حق مىايستد از حقايق بگريزد ، پس ناگزير است كه امروز و پيش از فرا رسيدن آن روز به معيارهاى اخروى اهتمام ورزد . در آغاز سورهء آل عمران گفتيم : ايمان به رستاخيز به منزلهء سنگ بنلاد در كفر انسان مسلمان است كه توازن او را حفظ مىكند ، و او را به ايمان به حقايق خارج از محيط خود كه به راستى همان محور زندگى است ، فرا مىخواند ، و چون انسان به وجود محورى در زندگى ايمان بياورد به جستجوى آن مىپردازد و چون آن را جست مىيابدش .
اين درس ادامهء درس پيشين است ، كه در آن جا يادآور شديم كه دل سرسپرده و تسليم شده به خدا را / 482 خدا به اسلام هدايت مىكند ، پس به وجود حق اعتراف مىكند و آن را مىشناسد ، بر عكس دل سخت كه به روى خود فروبسته است و به چيزى جز آنچه در درون آن زندگى مىكند اعتراف نمىكند و آن را