غرب وجود ندارد ، زيرا / 476 از سببهاى انحراف ، جهل و هوى و تسليم شدن به فشارها و امثال آن است ، و خدا از تمام اين امور بس والاتر و فراتر است ، و بدين سان قرآن از حقايق به صورتى مستقيم پرده برمىدارد .
«
قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
- قرآنى به زبان عربى بىهيچ انحراف و كجى ، شايد پروا كنند . » اين هدف قرآن است ، قرآن از ما مىخواهد كه خدا را پرهيزگارى كنيم و از او پروا كنيم ، و به مضمون تقوا در اصلاح دنيا و آخرت خود عمل كنيم .
[ 29 ] از مثالهاى قرآن كه زشتى وجود شريكان را به ذهنهاى ما نزديك مىكند شركت داشتن چند تن ( ارباب ) در مالك بودن يك تن ( برده ) است .
«
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلًا فِيهِ شُرَكاءُ مُتَشاكِسُونَ
- خدا مثلى مىزند :
مردى را كه چند تن در او شريكند ( بردهاى كه چند مالك دارد ) و بر سر او اختلاف دارند . » آيا بندهاى كه چند مالك دارد و بندهاى كه از آن يك تن است با هم مساويند ؟ ! هرگز . . . زيرا در نتيجه هر مالكى مىخواهد آن برده را به زيان ديگران تنها براى خود به كار گيرد . و بارى تعالى اين نكته را در گفتهء خود بيان كرده است : «
وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ
- و بسيارى از شريكان بر يكديگر ستم مىكنند » ، « 36 » و خداى تعالى گفته است : «
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ
- اگر در زمين و آسمان خدايانى جز خداى يكتا مىبود ، هر دو تباه مىشدند . پس اللَّه پروردگار عرش ، از هر چه به وصفش مىگويند منزّه است » . « 37 » و دربارهء محال بودن همتايان و همدستان ، خداى متعال گويد : «
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ
هامش
( 36 ) - سورهء ص / 24 .
( 37 ) - الانبياء / 22 .