انجام دهد .
«
وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ
- و او را به رسالت بر صد هزار كس يا بيشتر فرستاديم . » قرآن دقيقا شماره آنان را معيّن نكرده است ، زيرا مجموعهاى انسانى كه در منطقهاى وجود دارد به سبب عوامل گوناگون از جمله زايمان و مرگ و مهاجرت از آن جامعه يا بدان جامعه كم و زياد مىشود .
[ 148 ] اين بار چون يونس نزد قوم خود بازگشت در تغيير دادن آنان كامياب شد .
«
فَآمَنُوا
- پس ايمان آوردند ، » و نمونه و مثالى از امّتى شدند كه از تجربههاى منفى خود در راه بالا گرفتن و پيشرفت خود بهره جست . قوم يونس كه خود عذاب را بر در دروازهها ديده و مسئول اين واقعيت بودند ، براى خود بهانه نتراشيدند و به توجيهاتى واهى نپرداختند و عناد و مخالفت نورزيدند ، بلكه مسئوليّت را پذيرفتند و نسبت به حق فروتنى كردند و تسليم شدند ، از اين رو خدا ايشان را بالا برد و خير و بركت بر آنان فرو فرستاد .
ضرورتى ندارد كه عذاب به صورت ابرى تيره يا خسوفى از خشم خدا باشد ، بلكه همان از هم گسيختگى و فقر و عقبماندگى و مشكلات فردى و اجتماعى مىتواند عذاب باشد ، و اين هم اكنون در وضع فعلى امّت اسلامى وجود دارد ، و واجب آن است كه اين وضع در درون خود تغيير كند تا خدا نيز عقبماندگى ناشى از اين وضع را به تمدّن و شكوفايى دگرگون سازد . و اين نمىشود مگر به ايمان ، و اين امت يونس است كه چون ايمان آورد ، خدا دربارهء آن امّت گويد :
«
فَمَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ
- پس تا ( در پرتو ايمان ) زنده بودند برخورداريشان داديم . » امّا اين برخوردارى و بركت ديرى نپاييد ، زيرا آنها عامل اصلى آن برخوردارى و بهرهگيرى را كه همان ايمان است نگهدارى نكردند ، و تا وقتى كه ايمان در ميانشان وجود داشت در برخوردارى و بهرهيابى به سر بردند .