مانند ساير عبادات و هرگونه اعمال ، وجود انگيزه و داعى در اعماق دل ، كافى است . ولى بهتر است خصوصا در تعيين خصوصيات عمل ، آنها را در دل ، خطور دهد و بهتر آن كه بر زبان جارى كند .
مسألهء 162 - در نيّت احرام ، معتبر نيست كه تصميم داشته باشد همه محرّمات و تروك احرام را از اول تا آخر ترك كند ، و حتى لازم نيست شخص محرم در حال نيّت ، بمحرّمات احرام توجّه داشته باشد ، پس همين اندازه كه قصد عمره يا حجّ كند و اولين عمل آن را كه گفتن لبّيك است به قصد عمره يا حجّ انجام دهد احرام ، محقّق مىشود ، يعنى با اين كار ، خود و اعضاء و جوارح خود را اعتبارا در حريم محترم خدائى وارد كرده است ، و لزوم اجتناب از محرّمات ، از جمله آثار و احكام شرعيّه آن مىباشد . و در حقيقت ، احرام يك امر اعتبارى است كه بوسيله گفتن لبّيك محقّق مىشود . البته اگر در حال احرام ، بمحرّمات احرام توجّه كند و تصميم داشته باشد محرّماتى را كه ركن بوده باطلكننده عمره و حجّ است مانند نزديكى كردن با زن مثلا انجام دهد ، لازمه آن ، عدم نيّت عمره و حجّ است ، و از اين جهت احرام و عمره يا حجّ او باطل است . ولى تصميم بر انجام غير ركن موجب بطلان احرام نمىباشد و لذا اگر احرام را تحريم محرمات احرام برخود بدانيم نيز تصميم انجام برخى محرمات غير ركن منافاتى با احرام ندارد .
مسألهء 163 - احرام و ديگر اعمال عمره ، و حج ، چنانچه گذشت از عبادات است و بايد به قصد قربت و اخلاص انجام شود . پس اگر عمره و حجّ را به قصد رياء بجا آورد باطل است و بايد در سال بعد آنها را اعاده كند . و اگر عمره تمتّع را به قصد رياء بجا آورد . پس اگر وقت براى اعاده آن هست آن را اعاده كند ، و
احكام و مناسك حج و عمره (فارسى) — صفحة 74
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٧٤