از ماههاى حج باشد . و اگر با نامنويسى در ليست متقاضيان حج مىتواند در سالهاى بعد به حج مشرف شود از هماكنون بايد نام نويسى كند و نمىتواند استطاعت مالى خود را از بين ببرد .
استطاعت بذلى
مسألهء 41 - اگر انسان مخارج سفر حج را ندارد ، ولى به او گفته شد كه حج بجا آور و مخارج رفت و برگشت و عائلهات به عهده من ، پس با اطمينان به تعهد و پاىبندى تأمينكننده ، حج براو واجب مىشود . و اين حج را حج بذلى و استطاعت آن را استطاعت بذلى مىنامند ، و در آن ، رجوع بكفايت يعنى داشتن مالى براى تأمين مخارج پس از بازگشت معتبر نيست . مگر اينكه قبول بذل و رفتن به حج ، موجب اختلال و از هم پاشيدگى زندگى دائمى او شود كه در اين صورت قبول آن واجب نيست . و حج بذلى از حجّة الاسلام كافى است هرچند احوط استحبابى و افضل ، اعاده حج است اگر در آينده پولدار و متمكن شد .
مسألهء 42 - اگر مالى را كه براى حج كافى است به او ببخشند به شرط اينكه حج بجا آورد بايد قبول كند و به حج برود . و همچنين است اگر بخشنده مال بگويد مىتوانى از اين پول ، حج بجا آورى و پول هم براى حج ، كافى باشد . بلكه اگر اسم حج را نياورد ولى مال زيادى كه بقمدار مخارج حج مىباشد به او ببخشد و در قبول آن هيچگونه منّت و ذلّت و خلاف شأن نباشد بنابر احتياط قبول كند ، و به حج برود گرچه اقوى عدم لزوم قبول و عدم وجوب حج مىباشد مگر اينكه شرائط استطاعت را داشته باشد .
مسألهء 43 - اگر كسى توانائى مسافرت به حج را ندارد و از توانائى بعد از اين هم مأيوس است و استطاعت مالى هم ندارد