اجزا از همديگر است و اجزاى آن از يكديگر غايبند .
پس هر يك از آنها غايب از هم و همراه با فنا و زوال است . مولاى متقيان در نهج البلاغه در وصف جهان ماده مىفرمايد :
يُونقُ مَنظَرُها ، وَ يُوبِقُ مُخبِرُها ، غُرُورٌ حائِلٌ ، وَضوءٌ آفِلٌ ، وَ ظِلٌ زَائِلٌ ، وَ سَنَادٌ مائِلٌ ؛
سيماى اين جهان شگفتانگيز است ولى واقعيت آن فريبنده و هلاك كننده است ؛ روشنايى اى كه غروب دارد ؛ سايهاى است كه به زودى بر طرف مىشود و تكيهگاهى نااستوار است .
مسئوليت در برابر نعمتها
متن : و ندبهم لِاستزادتِها بِالشكرِ لاتِّصالِها و استَحْمدَ إلى الخلائِقِ بأَجزالِها وثنى بالندبِ إلى أمثالِها .
شرح : قبل از اين فراز ، سخن در شرح نعمتها و ستايش و سپاس گزارى و ثنا بوده و در اين فراز مسئوليت در برابر نعمتها را بيان مىفرمايد .
روح كلام و جان سخن در اين فراز ، نماياندن ملازمهء ميان هر موهبت و امتياز ، و مسئوليت در قبال آن است . اين قاعده ، تكوينى است . به اين معنا كه در نظام خلقت ، اين حقيقت كاملًا هويداست . از باب نمونه در جمادات اگر سنگى از امتياز صلابت و سختى و استحكام و در عين حال از خود تراش بودن برخوردار است به همان اندازه مسئوليت حفظ ساختمان به عهدهء آن گذاشته مىشود . چنان چه به اين امتياز ، شفافى و خوش رنگى اضافه شد مسئوليت حفظ ديوارها و جلوه گرى آن را بايد داشته باشد . در جهان روييدنىها نيز اينگونه است . درخت گردو امتياز استحكام را دارد ، از آن استفاده كرده مسئوليتها به عهدهاش نهاده مىشود و از آن در و پنجره و ساير احتياجات زندگى را مىسازند .
خود ديدهام كه در زير گنبد معروف و بزرگ سلطانيه چوبى را به كار بردهاند كه تحقيقاً از آن محكمتر و در طى صدها سال مسئوليت حفظ سنگينى بنا را دارد .