شاد نيستم ! به كه بگويم يك گرم لذت و شادى برايم بخرد !
و اگر منظور او از سلامتى ، سلامت جسم و روح هر دواست ما شايد ديگر احتياجى به پارهاى چيزها كه او ذكر كرده است ، نداريم . انسانى كه هم از نظر جسم بيمارى ندارد و هم روحا شاداب است و خرم و با نشاط ، مسئله وسائل زندگى براى او مطرح نيست . نشاط و شادى و وجد روحى تمام اين مسائل را جبران مىكند . چه بسا كسى از داشتن كوچكترين چيزهائى را كه ديگران وسائل زندگى مىنامند محروم است ولى روحش شاد و شاداب و خرمى دارد و به خصوص در طبقه الهيون و عرفا و علماى ربانى ، بسيار اين مسئله پيدا مىشود . ما بارها شاهد همچنين مناظرى هستيم فكر مىكنيم كلام راسل عينا با دنياى غرب تطبيق مىكند و آن هم همان غرب مادى كه گرچه زباناً اعتقاد به خدا دارند ولى عملا چنين نيستند .
و اينكه به دين خود احترام مىگذارند براى اين است كه دين را از زندگى جدا كردهاند و اعتقاد دينى هيچگونه مزاحمتى برايشان ندارد و اساساً دين را به عنوان تشريفاتى مقدس و جدا از زندگى و منهاى علم و به صورت به اصطلاح خودشان « اعتقاد » پذيرفتهاند .
به هر حال ، بعضى مىخواهند بگويند كه غم و اندوه اساساً چيز بدى نيست اينها معمولا وقتى شكست مىخورند براى سرپوشى شكست خود چنين مىگويند .
احياناً انسانى كه در يك مسابقه شكست خورده براى سرپوشى شكست خود مىگويد خيلى خوب است . لازم است انسان شكست
خودسازى و مسائل روانى (فارسى) — صفحة 77
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٧٧