فقر و خصوصا امتياز بين افراد و ثروت عدهاى و فقر و تنگدستى عدهاى ديگر ، و ناراحتى از اين تقسيم مىگويد :
اين همان مسألهاى است كه افكار را سرگردان نموده و چه بسا دانشمندانى را ملحد و كافر ساخته است .
ابوالعلاء اين مطلب را دليل بى نظمى عالم و نبودن خدائى كه ناظم جهان باشد گرفته است و به طرز ماهرانهاى هم استدلال خود را رسانده و هم خواسته خود رااز زير بار تكفير متدينين خلاص كرده باشد گفته است :
« من كه خدا را قبول دارم ولى اين دليل بى نظمى عالم و نبودن ناظم است و دانشمندانى هم به همين جهت خدا را قبول ندارند . »
سبحان من جعل الاشياء موضعها * و فرق العزّ و الاذلال تفريقا
هذا الذى جعل الاوهام حائرة * و صيّر العالم النحرير زنديقا « 1 »
فكر مىكنم بسيارى مكتبهاى فاسد روى همين مشكلات و ترس از آنها و اندوه حاصل از شكست در برابر آنها پيدا شده است ، و فى المثل گمان مىكنم « مكياول » « 2 » فيلسوف شرور جهان انسان ، كه لقب « مريد شيطان » گرفت وقتى در كتاب « شهريار » خود فلسفه ظلم و ستم را پىريزى كرده و سفارش به ستم كرده و مىخواهد بگويد كسى كه ستم نكند ضعيف است و عاجز ، كه در برابر رقتها و عواطف ، حالت انفعال به او دست مىدهد .
هامش
( 1 ) - من در فهم هدف و غرض ابوالعلاء ، طرز درك خواجه نصير طوسى را پسنديدهام ولى برخى هم گفتهاند شعر اول دليل خداپرستى اوست .
( 2 ) - 1527 . . 1469 م در « فلورانس » تولد يافت .