مركّب از سه اقنوم ( اصل و ذات ) است و در عين تركيب ، خداى واحد است ، بدين ترتيب در برابر و عرض خداى تعالى چيزى قرار داده و آن را « ابن » ؛ يعنى پسر و چيز ديگرى را « روح القدس » « 1 » يا « جان پاك » ناميدند . و حضرت عيسى مسيح را پسر خدا و خدايى در عرض اللَّه تعالى قرار دادند كه خداى متعال در ردّ و ابطال نظر آنها مىفرمايد :
« ما المَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ » « 2 » ؛
مسيح فرزند مريم فقط فرستاده ( خدا ) بود . پيش از وى نيز فرستادگان ديگرى بودند . مادرش نيز بانوى بسيار راست گويى بود . هر دو غذا مىخوردند . با اين حال چگونه دعوى الوهّيت مسيح و عبادت مادرش مريم مىكنيد ؟
امّا در شرك طولى مراد كسانى هستند كه معتقدند ، صانع و آفريدگار جهان يكى است و در آفرينش مطلقاً شريك و همتايى ندارد ، ولى در صفت خداوندى براى او شريك قائل شدند ؛ بدين معنا كه بتهايى را بر پا داشتند و بر آنها آثار خدايى بار كردند و آنها را واسطه و وسيله به پيشگاه خدا قرار داده و به آنها رو آوردند ؛ در مقابلشان تضرّع و زارى مىكردند و بر آوردن نيازهاى خود را از آنها مىطلبيدند و براى آنها قدر و مرتبتى و الا و منزلتى رفيع در پيش خدا قائل شدند بدون اين كه از جانب
هامش
( 1 ) . در اصطلاح و اعتقاد مسيحيان ، اقنوم سوم روحى است كه بر مريم عليها السلام تجلّى كرد و براو دميد و عيسى عليه السلام متولّد شد .
( 2 ) . مائده ( 5 ) آيهء 75 .