كه كليّات تمام مسائل زندگى بشر را براى همهء زمانها ، عرضه كرده است و سرچشمهء همهء اين دستورها و قوانين نيز پروردگار عالميان مىباشد كه آنها را در قرآن كريم بيان فرموده است و خود نيز به اين مطلب اشاره مىكند كه :
« وَلا رَطْبٍ وَلا يابِسٍ إِلّا فِى كِتابٍ مُبِينٍ » « 1 » ؛
هيچ تروخشكى نيست ( كنايه از همهء مسائل ) مگر آن كه در كتاب مبين ( قرآن كريم ) است .
جزئيات دستور زندگى بشر نيز بر قلب پاك رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شده كه در قالب احاديث و سيرهء نبوى به دست ما رسيده است . همچنين رسول اكرم صلى الله عليه و آله به دستور الهى ، جانشينانى معصوم به مردم معرّفى نمود كه آنان نيز دنبالهء وظايف نبوّت را - منهاى ارتباطى و حياتى و تشريع دين يا دستورهاى جديد - بر عهده داشتند و در تمامى مراحل حيات گرانقدر خود ، به شرح و تبيين دين و دستورهاى نورانى آن پرداختند و شيعيان به بركت برخوردارى از اين موهبت الهى ( ائمهء معصومين عليهم السلام ) همچنان از منابع اصيل اسلامى بهرهمند گشتند . از اين رو ، نياز به اجتهادهاى مبتنى بر آرا و قياسهاى مغاير با روح دين پيدا نكردند و همين امر ، رمز صحّت و كمال مذهب پيروان ائمهء اطهار عليهم السلام است .
از سوى ديگر ، كسانى كه از اين موهبت برخوردار نبودند ، در مواجه با مسائل و نيازهاى جديد ناچار شدند به جعل دستورها و مقرراتى بپردازند كه به دليل عدم اتكا بر قرآن و سنّت ، مخالف روح دين ، و به منزلهء بدعت بودند و اين همه ، از تسليم نبودن به مجموعهء دستورهاى دينى نشأت مىگرفت ، و از اينجاست كه شاهد بيرون آمدن نِحلهها و مكاتب فكرى و دينى متعدّدى هستيم كه دچار افراط و يا تفريط گرديدهاند .
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 59