آفات و شرور دريا و طوفان و طغيان درامان باشند . صحرانشينان مدبّر صحراها و سلحشوران ، مدبّر جنگها را پرستش مىكردند .
به اين ترتيب هر جمعى مدبّرى را عبادت مىكرد كه منافع آنها به آن بستگى داشت و برحسب مرور زمان هر كس مطابق سليقه و ذوق خويش از مادهاى كه در اختيار داشت ، مانند فلزات يا چوب ، صورتى براى خداى انتخابى درست مىكرد و در برابر او قربانى مىكرد . آنچه كه به نظر مىرسد تقريباً مورد اتفاق اكثريت بتپرستان باشد آن است كه اين بتها را واسطه و شفيع درگاه الهى مىدانستند تا به آن وسيله جلب خير و دفع شر گردد و چه بسا بعضى از نادانها آنچه را كه درست كرده بودند ، مستقلًا در برابر خداى متعال ، خدا مىدانستند و بعضى ديگر با اين كه آنها را واسطه مىدانستند بهتر و كاملتر از خدا فرض مىكردند .
بعضى ملائكه را مىپرستيدند و برخى ستارگان ثابت مانند شعرى و عدهء ديگر ستارههاى ديگر را مىپرستيدند . چيزى كه هست ، هر يك از اين انسانها چيزى را كه پرستش مىكردند براى آن مثالى درست مىكردند و آن را قبلهء خود مىساختند ، زيرا پيش خود مىگفتند كه خدايان ، مانند ارباب انواع ، منزه از صورت هستند تا در جايى ثابت باشند و توجه به آنها مشكل است . بنابراين در پرستش لازم است چيزى را نماينده و صنم او قرار داد .
دليل گرايش شديد عرب به بتپرستى
آنچه عرب را به شدت به پرستيدن بت نزديك مىنمود آن بود كه كعبه