را به قدرت خويش آفريده و همهء موجودات را به كمال وجود و غايت خلقت هدايت فرموده و بالاخره او سر سلسلهء خلقت و او سرانجام است ؛ « هو الأول و الآخر » .
عامل دوگانهپرستى
تنها سه عامل ، انگيزه دوگانهپرستى در بشر است :
1 . چون سروكار آدمى بيشتر با محسوسات است ، مىبيند ؛ مىشنود ؛ سخن مىگويد و . . . ؛ همه و همه محسوس و پديدهء مادى و داراى شكل وگونه خاصى است .
انسان تا رسيدن به مرحلهء تعقل ، به محسوسات خو گرفته است و اكثر افراد بشر از انس به محسوسات و پديدههاى مادى كه داراى شكل خاصى است دست بر نمىدارند ؛ به همين جهت در خيال خود آفريدگار جهان را نيز داراى صورت و شكل مىپندارند .
2 . علاقه و محبت شديد به نمايان ساختن محبوب و مطلوب خويش - تا حتى الامكان با او در تماس باشد و به هر طرف كه رو نمود او را ببيند - عامل ديگرى است كه بشر را وا داشته است كه براى آفريدگار جهان نيز مثال و صورتى بسازد .
3 . عامل سوم ، خضوع و فروتنى انسان است در برابر كمال و قدرت .
انسان بالفطره در مقابل هر قدرت و كمالى فروتن و كوچك مىشود .
اين سه عامل ، انگيزهء پيدايش صورت و تمثال و بتپرستى گرديده ، زيرا بشر كه به مرحلهء بلوغ فكرى نرسيده بود نمىتوانست با تمام اذعان